سلام زیباتر از پائیز رنگا رنگسلام زیباتر از شقایق های وحشی
سلام زیباتر از کویرسلام زیباتر از اقاقیهاسلام زیباتر از نقش و نگار کواکبی سیب و زیتون و...سلام زیباتر از آبی لاجوردیسلام زیباتر از نگاه فروغسلام زیباتر از خیابان های تهران و بیروت و پاریس...سلام زیباتر از ملکه های زیبا با تاج مرواریدی و دامنی دنباله دارسلام...سلام زیباتر از انارسلام زیباتر از گل اسمتسلام زیباتر از نقوش فرشچیانسلام زیباتر نخل و رطبسلام بر چشمان کهرباییسلام زیباتر از واژگان شاعران و ادیبان و عاشقانه شکربارهسلام زیباتر از
برچسب:
نویسنده: شیدا رستمی
مردم عزیز جانمهمشهری های تهرانی دوست داشتنیاین چند روز که نبودید خیلی دلتنگتان بودمخیلی جای خالیتان پر واضح بود.توی این دو سه روزه که یخورد مردم دختران پسران تهرونی دیدم دوست داشتم قربان صدقه همشون برم.شاید الان به حرف های ما رسیده اید باحجاب و بی حجاب ندارد. این وری و آن وری ندارد مخالف و موافق ندارد ایران است و ایران است و ایران.ما کنار هم خوشیم. همه محترم و عزیز هستند فارغ از هر اعتقادی. فارغ از هر سلیقه ای.دلمان برای هم تنگ شده بودمن و امثال من حاظرند برای قدم زدن تو با آرامش در خیابان های ت
برچسب:
نویسنده: شیدا رستمی
هوالمعزسینا ساعی را تا قبل از اجراهایش در برنامه کارناوال نمی شناختم. و باید عرض کنم که عمیقا با او ارتباط گرفتم. او را می توانم یک چریک وطن پرست بدانم. او با اجراهایش شکوه، حماسه، عشق به وطن، ساختن و امید را فریاد می زد.
"امیــــــــــــــــد" آن چیزی که در خیلی از فیلم ها و سریال های پلتفرم های گوناگون حتی تلویزیون باید با زربین جستجو کرد. فیلم های این روزهای جامعه ما قتل و کشت و کشتار است. عزیزان جامعه امروز ما تشنه زندگی است تشنه امید و حرکت است.سینا ساعی بسیار هنرمندانه از تار و پود این عن
برچسب:
نویسنده: شیدا رستمی

هوالمعز
شبهای صدو چهل و چندم از ایستادگی وصف ناپذیر مردم با وفای ایران کف خیابان های تهران و شهرهای دیگر می گذرد.
این جریان از مساجد جوشید و شروع کار شد و ادامه دارد
هنوز شاکله مردم از طیف های دیگر به این جریان ملحق نشده اند و این غصه دارد و اگر راستش را بخواهی ظرفیتش وجود ندارد.
این من را رنج می دهد
این درد آور است.
هم دیگر را نمی توانیم تحمل بکنیم
باحجاب و بی حجاب و...
برچسب:
نویسنده: شیدا رستمی
۴۷۰خانه جلال وسیمینخانه ای که نیتش، فکرش و خشت خشتش با عشق بنا شده است. خانه موزه ای که فراتر از یک بنا و یک موزه است. امروز که این مطلب را می نویسم یک سالی می شود که از رفتنم و بازدید آن خانه پر عشق می گذرد. گاه و بی گاه مرغ خیالم ناخودآگاه مهمان اندرونی ها و بیرونیهای آن خانه زیبا می شود. ملکی که عروس خانه اش سیمین دانشور است و طراح، مجری و میزبانش جلال آلاحمد است. بعدها پس از فوت جلال آل احمد عزیز، سیمین تا پایان عمرش از این گنجینه گرانبهای پُرخاطره پاسبانی میکند و امروز جمعی محترم عزیز آن را صیانت می کنند تا نوازشگر چشمان و قلب ما باشد. بعد از آن هیچ مزه ای مرا متهیج نکرد. هیچ موزه ای...حتی موزه برادران امیدوار!امروز بعد از چند سال دوبار دلم برای آن حال و هوا تنگ شده استبرای آن اقاقیها/پنجره های دلربا/ گلخانه زیبا/کتابخانه جلال و محیط کاری که طوری طراحی کرده بود تا سیمینش را ببیند.../آن نامه دیوان وار/ عکس مولا/مهمان خانهای که سالها میزبان حلقه ها و گعده ها بود/اتاق بالا/آشپزخانه/و یک عالمه عشق بازی دیگر که به تو عشق می آموزد. عشقی والاتر و بالاتر از آنچه در بازار رایج اعلان این روزهایمان هست. از خودت سوال می کنی که مگر می شود آنقدر عاشقانه زیست...من یک خط هم از سیمین و جلال نخوانده بودم ولی گویی این خانه خط به خط کتاب ها و یاداشت های آن دو بود که من می نوشیدم.شماهم حض این جلوهگاه زیبا را ببرید. اگر همچین تجربه ای داشتید لطفا معرفی کنید.
برچسب:
نویسنده: شیدا رستمی